تبليغاتX
شلم شوربا
سلام خوش اومدی ..............هرچی میخوای این تو هست
اینم نسخه طلایی این نرم افزار با حال

برای ساخت و راه اندازی froumبه کار میرود

دانلود در مگا اپلود

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 مهر1384ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط حامد  | 
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

ببینین دیگه:

powerzip 7.6
winace 2.06
winrar 3.5
winzip 9.0 sr 1
quickzip 4.60.00sb
powerarchiver 9.25
zipzag 1.73
zipgenius 6
izarg 3.4.1.6
7-zip 4.23
دانلود

پسوردشم اینه ها:french-te@m

+ نوشته شده در  جمعه 22 مهر1384ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط حامد  | 
دوباره من اومدم براتون نرم افزارهای جدید جدید آوردم قربان شما
+ نوشته شده در  جمعه 22 مهر1384ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط حامد  | 
وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد .
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم  .تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم . وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .
من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم  .يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل  فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم"
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم
 . سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود :
 
" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم . من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم . اما .... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
 
اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر مي کردم و گريه !
 
(حامد)
+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

 

افسرده گی

روی چهارخانه جلوی هر عبارتی را که در مورد شما درست است کلیک کنید

 

مشکل بیخوابی و بدخوابی عذابم می دهد.

بسیار بدخلق شده ام.

همیشه فکرم  دور افکار خاصی دور می زند.

بسختی می توانم افکارم را متمرکز کنم.

بسختی می توانم چیزی را به خاطرم بسپارم.

انجام کارهای روزانه برایم بسیار سخت شده اند.

دائما احساس درماندگی و یاس می کنم.

احساس می کنم آدم بی ارزشی هستم.

بیشتر اوقات به خودکشی فکر می کنم.

نسبت به آینده هیچ امیدی ندارم.

تصمیم گیری بر سر کارهای روزمره برایم بسیار سخت شده است.

نسبت به اتفاقات درو و برم بی تفاوت شده ام.

احساس عذاب وجدان راحتم نمی گذارد.

خودم را در هر کاری مقصر احساس می کنم.

زندگی برایم معنایش را از دست داده است.

   

 

جمع کل نمرات این تست:


توضیح جمع کل نمرات این تست

 

اگر حتی یکی از عبارات فوق را علامت زنده باشید نشان دهنده آن است که گرایش به افسرده گی دارید.

همه انسانها در طول زندگی

احساس غم و نگرانی را تجربه می کنند. ولی این حالات در مورد اکثر آدمها چیزهایی زودگذرند و معمولا با موضوعات

غم ساز و نگران کننده ربط مشتقیم دارند. احساس غم و اندوه بخاطر از دست دادن موقعیت کاری و از این قبیل کاملا عادی است ولی

این احساس نمی تواند تمام روز و برای مدت زیادی به همان شدت اولیه حضور داشته باشد. حتی غم بسیار زیاد بعداز تجربه های بسیار غم انگیزی نظیر از دست دادن فردی عزیز  نیز بعد از مدتی باید رفته رفته کم رنگ بشود و معمولا اینچنین است. به این نوع غمها افسرده گی نمی گوییم. افسرده گی نشانه های خاص خودش را دارد و نباید آنرا با غم و اندوه یکی دانست. ولی افسرده گی شدت و ضعف دارد و راههای برطرف کردن آن نیز متفاوت است.

 

 

در این تست نمره  بین 2 الی 6  نشاندهنده افسرده گی خفیف است.

 

اگر جمع نمراتتان در این تست بین 8 الی 16 قرار دارد,  دچار افسرده گی متوسط شده اید.

اگر نمراتتان در این تست از 18 به بالا است دچار افسرده گی شدید  شده اید.

 

در هر سه حال مراجعه به متخصص برای درمان افسرده گی بسیار ضروری است.

 

هیچ آدمی افسرده به دنیا نمی آید بلکه آدمها در طول زندگی یاد می گیرند که نسبت به چیزهایی که دور و برشان اتفاق می افتد

به شکل رفتار افسرده کننده جواب بدهند. افسرده گی چیز قابل علاجی است و هرچه زودتر برای علاج آن اقدام شود نتیجه بهتری می دهد.

(جمع آوری از حامد)
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط حامد  | 
اينم چند تا نكته از ويندوز
 
 سريع ويندوزLogo of  1)
 
 با هم فشار دهيدxp را در ويندوز Lكليد ويندوز و
 
 )Win 98 ,me (در Start up 2)جلو گيري از فعال شدن
 
    
 
Start up را نگه داريد تا برنامه هاي موجود در Ctriهنگام ورود به ويندوز كليد
 
   فعال نگردد
 
3)رايت سي دي در ويندوز ايكس پي بدون هيچ نرم افزاري :
 
ابتدا پس از انتخاب فايلهاي مورد نظر روي  آنها كليد راست كرده و از گزينه
 
 را انتخاب كنيد CD –RW Drive, Send To
 
حال در سمت چپ  My Computer گزينه  Writ these files to cd   از پنجره CD Writing tasks   را كليد كنيد.
 
پنجره ي CD writing wizard باز مي شود . نام  CD ‌را در قسمت CD name  وارد كنيد و next  را بزنيد تا رايت CD آغاز شود
 
 
4) باز كردن و توسعه آسان پوشه ها تنها با يك كليد ( همه ويندوزها)
 
اگر در باز كردن و توسعه پوشه ها ي طولاني  از طريق انتخاب + در كنار نام پوشه خسته شده ايد استفاده از اين ويژگي به شما كمك مي كند تا به آساني و تنها با انتخاب يك كليد تمام زير پوشه ها را نيز باز كند . در حالي كه در هر برنامه اي مانند  explorer و يا RegEdit قرار داريد . پوشه ي مورد نظر را انتخاب كنيد و كليد " * " را از صفحه كليد بزنيد تا تمام زير شاخه هاي پوشه انتخاب شده باز شود و اگر كليد " – " را بزنيد زير شاخه ها بسته مي شوند
 
 
5) عوض كردن آدرس پيش فرض Documents My
 
براي عوض كردن آدرس پيش فرض Documents My به صورت زير عمل كنيد
 
 روي Documents My  راست كليد كرده و گزينه ي Move…   كليد كرده و آدرس جديد را انتخاب كنيد
 
 
 
شما هم اگر به عدد پي علاقه دارين برين تا كفتون ببره
 
 
(نویسنده حامد)
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 شهریور1384ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط حامد  | 
انگلیسی: I Love You  

ایتالیایی: Ti amo  

آلمانی: Ich liebe Dich  

ترکی: Seni Seviyurum  

فرانسوی: Je t'aime  

یونانی: S'ayapo  

اسپانیایی: Te quiero  

هندی: Mai tumase pyre karati hun  

عربی: Ana Behibak  

ژاپنی: Kimi o ai shiteru  

یوگوسلاوی: Ya te volim  

کره ای: Nanun tangshinul sarang hamnida  

روسی: Ya vas liubliu  

رومانیایی: Te iu besc  

ویتنامی: Em ye^u anh  

اوکراینی: Ja tebe koKHAju  

تونسی: Ha eh bak  

سوریه ای و لبنانی: Bhebbek  

سوئیسی: Ch'ha di ga"rn  

سوئدی: Jag a"Iskar dig  

افریقایی: Ek het jou liefe  

آلبانیایی: Te dua  

جمهوری چک: Milu  

ایرانی: دوستت دارم  

                  

+ نوشته شده در  شنبه 12 شهریور1384ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط حامد 
اگر از قطع و صل زياد مودم شکايت داريد به آدرس زير برويد و عبارت مربوطه را وارد نماييد. اين عمل باعث مي شود که ارتباط مودم بدون پاسخ 5 ثانيه اي پايدارتر بماند...
 
 اگر با ويندوز 98 يا ME کار مي کنيد به اين آدرس برويد :
 Control Panel ----> Modem ----> General ----> Properties ----> Connection ----> Advanced
سپس در قسمت Extra Seting عبارت S10=50 را وارد کنيد.
 
 اگر از ويندوز XP استفاده مي کنيد به اين آدرس برويد :
 Control Panel ----> Phone and Modem Option ----> Modem ----> Properties ----> Advanced
(نکته : در صورتي که در کنترل پنل، گزينه Phone and Modem Option را پيدا نکرديد، در قسمت سمت چپ بر روي
 Switch to Classic view کليک کنيد.) در قسمت Extra Seting، عبارت S10=50 را وارد نمائيد.
 
 اگر در قسمت Extra Seting از قبل عبارتي نوشته شده بود، آن را با يک کاما از دستور بعدي جدا کنيد. بدين ترتيب و به يقين از شر Disconnect هاي متوالي و آزار دهنده خلاص خواهيد شد و يک ارتباط امن و تا حد ممکن مطمئن را تجربه خواهيد کرد.
 
+ نوشته شده در  جمعه 11 شهریور1384ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط حامد  | 
سلام به دوستان عزیز
 
میخواستم بگم که اگه بازم از اون تستها میخواین دارم .
 
اگه میخواین تو بخش نظرات همین پست به من اعلام کنید تا براتون بزارم .
 
یه دو سه تایی میشه که اگه خواستین براتون بزارم .
 
البته........................ همه رو یکدفعه نمیتونم بزارم .
 
موفق باشید ----- حامد
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 شهریور1384ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط حامد  | 
روزي روزگاري در يک جنگل سرسبز توي يک کلبه کوچک پيرمردي با همسرش زندگي ميکرد.روزي پيرزن مرد و پيرمرد اندوهگين شد.او به خاطر اينکه تنها نماند به کشور ديگري رفت ودر راه پاي چپ خود را در سانحه اي از دست داد.سانحه اين بود که قطاري سريع السير از روي پاي او رد شده بودو متاسفانه مقدار زيادي از گوشت وخون او از بين رفته بود.و دکترها مي گفتند.بايد سرت را قطع کنيم تا حالت خوب شود.چون اگر سرش را قطع نميکردند مريض مي شد و مي مرد.بالاخره سرش را قطع کردند و حال پير مرد خوب شد.در کشوري که پيرمرد وارد آن شد که کشور ترکيه نام داشت همه پيرمرد را مي شناختند.پيرمردي که سر نداشت و حتي نمي توانست نفس بکشد و مجبور بود سرم بزند و دکتره ا گفته بودند که بايد روزي 3 تا قورباقه بخورد تا حلش خوب شود .اما چگونه؟؟؟؟ او که دهاني نداشت.پيرمرد در حالي که داشت به سمت دکتر مي رفت تا جريان را به او بگويد پس از برخورد يک ساعت شني به سرش جان سپرد.اما او سري نداشت (پس ما نتيجه مي گيريم که من اينجاش رو دروغ گفتم ) .ساعت شني به گردن او برخورد کرده بود و او را به ديار باقي فرستاده بود.ولي ازراعيل مي خواست جان او را از دماغش بگيرد .و به علت اينکه پيرمرد سر نداشت پس بنابراين طبق قضيه فيثاغورس دماغي هم نمي توانست داشته باشد.پس ازراعيل به او گفت :حالا که اين طور شد من جونت رو نمي گيرم.و پيرمرد نجات يافت...
پيرمرد به خانه رفت و خوابيد.او در خواب ديد که به شهر خرگوشها رفته و خرگوشي زبل و چاق را که در رودخانه افتاده بود و داشت غرق مي شد را شکار کرد و خورد و خرگوش هم او را نفرين کرد.پيرمرد در خواب به جاهاي ديگري هم سفر کرد و خرسهاي بزرگ ونفهمي را شکار کرد که اسم يکي از آنها يوگي بود و پس از خوردن يوگي مثل خرسي در آمد که ميمونها را شکار مي کرد.و خيلي آدم خر و نفهمي شده بودو به هر کي ميرسيد ميگفت : " بزدل ، تو چرا داري راه ميري ؟"
و آن حيوان هم به او ميگفت : "دلم مي خواد"
بعد خرس هم آن حيوان بيچاره بخت بر گشته را يک لقمه چپ مي کرد.يک روز خرس قصه ما(پيرمرد) با مورچه اي دعوا کرد .در دعوا مورچه اول دو تا سيلي خورد ولي بعد رفت و گردن خرس را گرفت .با اينکه خيلي به مورچه فشار اومد -حتي ريغش از تو دهنش در اومد-ولي يکي از چشمهاي خرس را کور کردو بعد فرار کرد و رفت.و پير مرد يک دفعه از خواب بيدار شد و متوجه شد که يکي از چشماش کور شده.اما او که چشمي نداشت به همين علت نمي ديد.بعد به خاطر يک مساله خنده اش گرفت وبا خود گفت :من که اصلا ً مغز نداشتم که داشتم خواب مي ديدم. و در حالي که داشت مي خنديد مرد و تا ابد در جهنم سپري کرد و روزي 60 تا هم شلاق مي خورد .اين بود سرنوشت پيرمردي که سر نداشت...

جمع آوری : حامد
قصه اي از میانکوه
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 شهریور1384ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط حامد  | 
 
شعبده باز رو به یکی از تماشاگران ردیفهای اول نمایش، که کلا به سر دارد، می گوید: آقا شما چرا توی کلاهتان دستمال پر کرده اید؟ تماشاگر بی اختیار کلاهش را از سرش بر می دارد، و بررسی می کند، و احتمالاً می گوید که: نه خالی است! ولی شعبده باز اضافه می کند، که شما متوجه نیستید، و قطعاً پر از دستمالهای رنگارنگ است و بالاخره ادامه می دهد، که اگر باور ندارد کاهش را به او بدهد، تا معلوم شود که حق با کیست و آن وقت ضمن گرفتن کلاه، عمداً آن را به زمین می اندازد و می گوید: ببخشید کلاه شما کثیف شد و اجازه می دهید که پاک کنم؟ سپس یک «برس» معمولی را که روی میز است بر می دارد و پشت کلاه را به دقت تمام پاک می کند و بعد آن را طوری نگه می دارد، که دهانه کلاه رو به بالا باشد، و مرتباً 10 الی 20 و بیشتر دستمالهای رنگی مختلف از توی آن بیرون می کشد و همه متعجب می شوند.
 
رمز تردستی در چیست؟ موضوع بسیار ساده است: در برس مویی جاسازی شده است و تعداد زیادی دستمال ابریشمی نازک دور از چشم تماشاگران در آن پنهان شده است، که گوشه همه آنها دو به دو به هم دوخته شده و سر آن در بیرون قرار گرفته است. بعد از صحنه سازیهای زیاد و پاک کردن دروغی کلاه، بی آنکه کسی متوجه شود، برس را با دست چپ زیر لبه کلاه نگه می دارد، به طوری که کسی متوجه آن نگردد و از سر نخ می کشد تا دستمالها پشت سر هم بیرون بیایند و ملاحظه می کنید که با وجود ساده بودن تردستی نتیجه چقدر شگفت آور است.
+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1384ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط حامد  | 

 

شخصیت خوشبین - شخصیت بدبین

روی چهارخانه جلوی هر عبارتی را که در مورد شما درست است کلیک کنید

 

اکثر اوقات به خودم می گویم: «من نمی تونم».

خودم فکر می کنم که آدم توانایی نیستم.

خیلی پیش می آید که به خودم می گویم «دست به هر کاری می زنم خراب می شه».

فکر می کنم نقاط ضعف من بیشتر از نقاط قوتم هستند.

وقتی اشتباهی از من سر می زند خودم را سرزنش می کنم.

بر سر کارها همیشه اول نکات منفی آنرا در نظر می گیرم.

وقتی می خواهم کاری را انجام بدهم, اول از نظرم می گذرد که در آن کار موفق نخواهم شد.

هر کاری که می خواهم انجام بدهم اول دلایل ناممکن بودن آنرا در نظر می گیرم.

به آینده خوشبین نیستم و فکر می کنم هیچ چیز خوبی در آینده در انتظارم نیست.

همیشه فکر می کنم آدم بدشانسی هستم.

اگر کاری را با موفقیت انجام بدهم در خودم می گویم: «شانسی بود».

اکثر اوقات فکر می کنم که هرگز نمی توانم خودم بر زندگیم مسلط باشم.

مواقع زیادی پیش می آیند که می بینم آدمها از من سوء استفاده می کنند.

همیشه از دیگران و از چیزها ایراد می گیرم و همیشه نگران اتفاقات هستم.

اغلب اوقات حالت آدمهای بی دفاع را دارم.

   

 

جمع کل نمرات این تست:


توضیح جمع کل نمرات این تست

 

اگر جمع نمره این تست در مورد شما بین 5 الی 15 قرار دارد  تناسب قابل قبولی در این جهت گیری شخصییتتان وجود دارد.

از پانزده الی 55 نشان دهنده شخصیت بدبین است.

 

اگر جمع نمراتتان در این تست بین 60 الی 75 قرار دارد,  باید بدانید که آدم بسیار بدبینی هستید.

به همین خاطر همیشه باید یک احساس بدی در وجودتان وجود داشته باشد. و

احتمالا به خاطر عدم اطمینان به خود، شادکامی و موفقیت کمی در زندگی دارید.

 

هیچ آدمی خوشبین یا بدبین به دنیا نمی آید بلکه آدمها در طول زندگی یاد می گیرند که خوشبین و یا بدبین باشند و

چون اینرا اینطور یادگرفته اند مدام هم

همینطور به این فکر و کارشان ادامه می دهند.

چون خوشبین و یا بدبین جهت گیری هایی در شخصیت انسان هستند که در طول زندگی یادگرفته می شوند,

بنابراین می توان عکس آنها را نیز یادگرفت و اینکار احتیاج به شناخت, برنامه ریزی و عملی کردن آن برنامه دارد.

یادگیری همیشه ممکن است.

 

(جمع آوری از حامد)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1384ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط حامد  | 
براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره
.اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست

!چه فكر خوبي
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده

!زنم منو درك نميكنه
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده

.ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد

.من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده

.دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني

!كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم

! چه جالب
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني

!!عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم

!اين واقعا" فيلم خوبيه
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه

!!اين يه كار زنونه است
يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است

با من ازدواج مي كني؟
يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه

!تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم
يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفته

!!من براي اين كارم دليل دارم
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

!!دلم برات تنگ شده
...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه و

!!ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند

.

+ نوشته شده در  جمعه 28 مرداد1384ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط حامد  | 
 
 
 
روش کرم زدن صورت به روش صحیح . اگه میخواین ببینین  رو اینجا کلیک کنید
 
آهنگ ارباب حلقه ها  به صورت : Mp3    و    midi
 
براي گوش دادن هرکدام روي آن کليک راست کنين و save target as  رو بزنين
 
(نويسنده حامد عضو افتخاري وبلاگ)
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مرداد1384ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط حامد  | 
این نرم افزار خیلی عالی رو به همه توصیه میکنم

دانلود آرای اسکنر

+ نوشته شده در  جمعه 21 مرداد1384ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط حامد  |